راهنما :
با خیال راحت خرید کنید .پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست .در صورت هرگونه مشکل در خرید آنلاین و دریافت فایل با شماره 09159886819 - صارمی اسمس بدهید .

۳۹۱ مطلب با موضوع «گزارش تخصصی» ثبت شده است

۰

343 - گزارش تخصصی دبیر فیزیک افزایش یادگیری دانش آموزان در درس فیزیک با استفاده از تلفن همراه و شبکه های اجتماعی

 گزارش تخصصی دبیر فیزیک

343 - گزارش تخصصی دبیر فیزیک افزایش یادگیری دانش آموزان در درس فیزیک با استفاده از تلفن همراه و شبکه های اجتماعی


معرفی :

گزارش تخصصی دبیر فیزیک دبیرستان : افزایش یادگیری دانش آموزان در درس فیزیک با استفاده از تلفن همراه و شبکه های اجتماعی - بصورت ورد و قابل ویرایش - تعداد صفحات بیست و پنج صفحه ، قیمت 3000(سه هزار تومان) تومان

فهرست مطالب و چکیده در زیر آمده است :

 

فهرست مطالب

چکیده

نکات کلیدی :

مقدمه

بیان وضعیت موجود

اهداف گزارش تخصصی :

هدف اصلی :

اهداف جزئی :

سوالات پژوهش:

مقایسه با وضع مطلوب :

جمع آوری اطلاعات

الف) مشاهده:

ب نظر سنجی درباره درس فیزیک از دانش آموزان

ج) مصاحبه:

د - نظر سنجی از اولیا

م . بررسی نمودار درسی دانش آموزان در درس فیزیک سال قبل

ن) پرسشنامه:

و ) بررسی  تعداد تلفن های همراه دانش آموزان و استفاده از فضای مجازی

ه )پیشینۀ تحقیق:

تجزیه وتحلیل اطلاعات

انتخاب راه حل های موقتی :

انتخاب راه حل اصلی و چگونگی اجرای آن :

ارزیابی بعد از اجرای طرح (نقاط قوت )

الف) مشاهده:

ب نظر سنجی درباره درس فیزیک از دانش آموزان

ج - نظر سنجی از اولیا

اعتبار بخشی به راه حل انجام شده

نقاط ضعف

نتیجه گیری کلی و ارائه پیشنهادات

منابع ومآخذ

الف: کتاب ها:

ب :مقاله ها:

ج: سایت ها:

 

چکیده

    با پیشرفت تکنولوژی در عرصههای مختلف آموزشی، اداری، صنعتی و … خیلی ازکارها به راحتی امکانپذیر شده است. یکی ازبهترین روشهای جدید آموزشی استفاده از تلفن همراه است که مسلما کمک بزرگی در زمینه آموزش به معلمان و دانش آموزان عزیز میباشد . تلفن همراه امکان نمایش مطالب بصورت کاملا” پویا را ارائه میدهند.

با استفاده از این تکنولوژی می توان در کلاس براحتی مفاهیم درسها ، از جمله فیزیک را به دانش آموزان آموزش داد .

نقش یادگیری از طریق تلفن همراه در آموزش، سیار بودن و راحتی استفاده از آن است. این یادگیری سبب بالا رفتن رضایت یادگیرنده، تشویق یادگیرنده، غنی‌سازی تعامل و داشتن فعالیت‌های ارتباطی مؤثر در یادگیرنده می‌شود

   درس فیزیک در مدارس برای برخی از دانش آموزان مشکل‌آفرین شده است تا جایی که دانش آموزان برای حل مسایل به دیگران تکیه می کنند.این دانش آموزان دارای سطح یادگیری کم هستند و در کلاس درس به معلم توجه نمی کنند .

  اینجانب به عنوان دبیر فیزیک ………………… با دیدن مشکلات دانش آموزان در یادگیری سرکلاس و بعد از  مصاحبه با دانش آموزان ، مشاهده ی رفتار و تشکیل جلسات دیدار با اولیاء و بررسی روش های تدریس  و مشخص کردن وضعیت درسی دانش آموازن ریشه های مشکل مورد بررسی قرار دادم . و بعد از تجزیه و تحلیل اطلاعات( با توجه به اینکه بیشتر دانش آموزان موبایل در منزل دارند ) به این نتیجه رسیدم با کمک تلفن همراه و شبکه های اجتماعی می توان یادگیری و توجه دانش آموزان را نسبت به درس فیزیک افزایش داد . بنابراین با کمک اولیا دانش آموزان و استفاده مناسب از تلفن همراه و شبکه های اجتماعی طرح را به اجرا در آوردم .نتایج بعد از اجرای طرح نشان می داد که سطح یادگیری دانش آموزان در درس فیزیک بعد از استفاده از تلفن همراه و شبکه های اجتماعی در آموزش افزایش یافته است .

نکات کلیدی :

یادگیری ،درس فیزیک، تلفن همراه ، شبکه های اجتماعی ، یادگیری

مقدمه

   اینترنت به عنوان یکی از مهمترین ابداعات بشر در دهه های اخیر، با قابلیتها و کارکردهای متعدد و گستردهاش، بخشهای مختلف زندگی انسانی را تحت تأثیرات خود قرار داده است.

برای اطمینان شما :

فایل پی دی اف این گزارش تخصصی را فقط برای مشاهده و بصورت پی دی اف در زیر قرار داده ایم . ابتدا فایل پی دی اف را مشاهده نمائید و در صورت رضایت می توانید فایل ورد و قایل ویرایش این گزارش تخصصی را بصورت خرید انلاین و به قیمت فقط3000 تومان از لینک خرید آن دریافت نمائید . ابتدا فایل پی دی اف  :


http://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/DOKMEMO.jpg

در صورت رضایت فایل ورد و قابل ویرایش این گزارش تخصصی را از لینک خرید زیر و بصورت انلاین و با قیمت 3000تومان (سه هزار تومان)بعد از پرداخت دریافت نمائید .

 

راهنمای خرید :   برای خرید انلاین ابتدا بر روی لینک خرید زیر کلیک نمائید .   تا وارد صفحه خرید آنلاین شوید و فایل ورد را خریداری نمایید. لینک خرید :

 

http://up.asemankafinet.ir/view/1543587/submit.gif

 

 

( توجه)

سایر گزارش های تخصصی دبیر و درس فیزیک را از لینک زیر مشاهده کنید (بر روی لینک زیر کلیک کنید ) :


لیست گزارش های تخصصی دبیر و درس فیزیک

 

( همچنین )

 لیست کامل ودسته بندی شده گزارش های تخصصی برای همه دبیران وآموزگاران ومدیران و معاونان مدرسه و هنرآموزان را از لینک زیر مشاهده کنید و به سایر همکاران اطلاع دهید-باتشکر :

( روی عکس زیر کلیک کنید)


http://up.asemankafinet.ir/view/2267051/dastebandigozaresh.jpg

۰

تحقیق کامل درباره ویکتور هوگو

 گزارش تخصصی

تحقیق کامل درباره ویکتور هوگو

ویکتور هوگو

ویکتور ماری هوگو (۲۶ فوریه، ۱۸۰۲ - ۲۲ مه، ۱۸۸۵)

 بزرگترین شاعر قرن نوزدهم فرانسه و شاید بزرگترین

 شاعر در عرصه ادبیات فرانسه و نیز داستان نویس،

درام‌نویس و بنیانگذار مکتب رومانتیسم است؛ آثار او به بسیاری از افکار سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره دارد از مهم‌ترین آثار او می‌توان به بینوایان، گوژپشت نتردام و تعداد زیادی مجموعه شعر اشاره کرد. وی هم‌چنین چندین نمایش‌نامه نوشته‌است.

زندگی‌نامه

هوگو سومین پسر کاپیتان ژوزف لئوپولد سیگیسبو هوگو (بعدها به مقام ژنرالی نائل آمد) و سوفی فرانسواز تره بوشه بود. وی به شدت زیر نفوذ و تاثیر مادر قرار داشت. مادر او از سلطنت‌طلبان و از پیروان متعصب آزادی به شیوه ولتر بود و تنها بعد از مرگ مادر بود که پدرش، آن سرباز شجاع توانست ستایش و علاقهٔ فرزندش را نسبت به خود بر‌انگیزد. سال‌های کودکی ویکتور در کشورهای مختلف سپری شد. به مدت کوتاهی در کالج نجیب‌زادگان در مادرید اسپانیا درس خواند و در فرانسه تحت تعلیمات معلم خصوصی خود پدر ریوییر، کشیش بازنشسته قرار گرفت. در سال ۱۸۱۴ به دستور پدر وارد پانسیون کوردییر شد که بخش اعظم تحصیلات ابتدایی را در آنجا گذراند. تکالیف مدرسه مانع از مطالعهٔ آثار معاصران به ویژه شاتوبریان و نیز مانع از نگارش تصنیف‌های ادیبانهٔ او نشد. وی سرودن شعر را با ترجمه اشعارویرژیل آغاز کرد و همراه با این اشعار، قصیدهٔ بلندی در وصف سیل سرود. شعر بلند شادی مطالعه در لحظه لحظهٔ حیات او را به جمع شاعران پیوند داد؛ او توانست قبل از بیست سالگی نخستین قصهٔ بلند خود، یعنی کتاب Bug-Jargal را منتشر کند و با انتشار این کتاب به جمع ادیبان راه یابد.

ویکتور هوگو در جوانی

ویکتور هوگو در سال ۱۸۲۲ با آدل فوشه دوست دوران کودکی خود ازدواج کرد. آدل فوشر دختری بود سبزه‌روی با موهای مشکی و ابروانی کمانی. او در ۱۶ سالگی بانویی خوش‌سیما و جذاب بود. آدل فوشر اولین عشق ویکتور هوگو بود و ویکتور او را بسیار تحسین می‌کرد. دوران نامزدی آدل و ویکتور را می‌توان به عنوان تراژدی عاشقانه توصیف کرد. ویکتور و آدل همدیگر را از بچگی می شناختند. دو خانواده فوشر و هوگو با هم بسیار صمیمی بودند و بچه هایشان هم با هم بزرگ شدند. زندگی عاشقانه هوگو زمانی آغاز شد که نوجوانی بیش نبود. او عاشق آدل، دختر همسایه شان شد. مادر ویکتور او را از این عشق منع کرد. او معتقد بود که پسرش باید با دختری از خانواده بهتر ازدواج کند. مخالفت خانواده های این دو دلداده در مورد ازدواجشان باعث بوجود آمدن شرایط تراژیکی شد . پدر آدل پیرفوشر در خفا از موفقیت روبه رشد ویکتور در ادبیات هیجان زده بود اما می ترسید که مادام هوگو، آدل را خوب و مناسب نداند در نتیجه به آدل هشدار داد که ویکتور فردی مغرور، دمدمی مزاج و تن پرور است. با این وجود آن دو پنهانی با هم نامه رد و بدل می کردند. ویکتور بدون شک معتقد بود که ارتباط آنها به ازدواج ختم خواهد شد و آنقدر به این مسئله مطمئن بود که زیر نامهٔ اولش را گستاخانه، با نام " همسر تو " امضا کرد . بعد از گذشت دوسال و ردو بدل شدن دویست نامه توسط دو دلداده ویکتور و آدل با هم ازدواج کردند و صاحب ۵ فرزند شدند . هوگو، آدل را از صمیم قلب و به شدت دوست داشت، در سالهای اول نامزدی‌شان وقتی مادر آدل بیرون از خانه بود، آدل بی معطلی و به طور پنهانی از مسیری تاریک می‌گذشت و به ملاقات ویکتور که زیر درخت شاه بلوط منتظر او بود می‌رفت مانند کوزت که پنهانی به دیدن ماریوس می‌رفت . ویکتور و آدل در ۲۶ آوریل ۱۸۱۹ درست زمانی که ویکتور ۱۹ سال و آدل ۱۶ سال داشت، آشکارا به یکدیگر ابراز علاقه کردند. آدل معتقد بود که هیچ چیز جز دخترکی فقیر با افراد طبقه بورژوا نیست و عقیده او در این باره کم و بیش درست بود. با وجود ظاهر نسبتا خوبی که داشت اما چیز زیادی در مورد شخصیت او قابل ذکر نیست. او در مورد پوشش خود نه سلیقه داشت و نه زیرکی به خرج می‌داد و همیشه با لباسهای غیر رسمی ظاهر می‌شد .آدل فردی سر‌به‌هوا و کم‌هوش بود و این امر باعث شد که وی از لحاظ فرهنگی عقب بماند. او به نبوغ آشکار و دستاوردهای همسرش فقط به خاطر ارزشهای مالی ارج می‌نهاد. او علاقهٔ چندانی به شعر و شاعری نداشت. هر چند که بعدها دو تن از بزرگترین شاعران فرانسه به وی علاقمند شدند.

فرزندان

ویکتور هوگو، دو پسر و دو دختر داشت. دختر بزرگ او لئوپولدین هوگو در سال ۱۸۲۴ به دنیا آمد و در ۱۹ سالگی به همراه شوهر وفادارش و بچه‌ای که هنوز به دنیا نیامده بود در حادثهٔ قایق‌سواری در رودخانهٔ سن غرق شد. دختر کوچک او، آدل هوگو در پی عشق نافرجام به یک افسر ارتش نیروی دریایی بریتانیا به بیماری روانی مبتلا شد.

هوگو عقیده داشت که شاعر دو وظیفه دارد:

بازتاب دادن عواطف و احساسات جهانی به‌وسیلهٔ آشکار ساختن احساسات خودش، و به‌هم پیوستن صدای نسل بشر، طبیعت و تاریخ.

آموزش دادن و راهنمایی کردن خواننده

آثار هوگو را بطور کلی می‌توان در پنج دسته مرور کرد:

آثار آغاز نوجوانی ،‌ شعرها ،  نمایشنامه‌ها ،  رمان‌ها ، مجموعه‌ای از نامه‌ها، خاطرات، نقدها و مقالات ادبی و سیاسی

آغاز مکتب رمانتیسم

در سال ۱۸۲۱ با انتشار کتاب نوتردام دوپاری که بعد از بینوایان بزرگترین اثر اوست شهرتی فراگیر یافت. در سال ۱۸۲۷ درام کرمول را نوشت و بر این کتاب مقدمهٔ مفصلی نوشت که خود کتابی مستقل است و اهمیت آن به مراتب فراتر از خود درام است. این مقدمه را می‌توان مرامنامهٔ مکتب رومانتیسم دانست و با همین مقدمه است که رومانتیسم به عنوان مکتبی مستقل آغاز می‌شود و بدین گونه هوگو مکتبی به نام رومانتیسم را بنیان می‌نهد. او معتقد بود که هر آنچه که در طبیعت است به هنر تعلق دارد و در مقدمهٔ کرمول نوشت:

«... بشر در طول حیات خود، پیوسته یک نوع تمدن و یک نوع جامعه نداشته‌است؛ بشریت مانند هر یک از واحدهای خود، یعنی انسانها، بزرگ شده، بالیده، به بلوغ رسیده و آن‌گاه به پیری پر عظمت خود رسیده است. پیش از عهدی که جامعهٔ امروز عهد عتیق می‌خواند، دوره‌ای بوده کهعهد افسانه خوانده می‌شده که بهتر بود عصر آغازین خوانده‌شود و در آنجا که شعر، آینهٔ اندیشه‌های آدمی است، شعر نیز این سه دورهٔ عهد آغازین، عهد عتیق و عهد جدید را طی کرده‌است. اشعار غنایی، زاییدهٔ عهد آغازین است و خاستگاه اشعار حماسی، عهد عتیق و درام، پروردهٔ عهد جدید است. نغمه و غنا، ابدیت را ساز می‌کند. ماهیت غنا، طببیعی بودن، خصوصیت دومی حماسه سادگی و صفت سومیدرام حقیقی بودن است. قهرمانان اشعار غنایی اشخاص بزرگی چون آدم و قابیل و نوح بودند، قهرمانان حماسه‌ها، پهلوانان غول‌صفتی چون آشیل، هرکول، آژاکس، پرومته و آگاممنون بودند و قهرمانان درام جز انسانهای عادی کس دیگری نیست، کسانی چون هاملت، مکبث، اتللو و...»

و بدین گونه هوگوی جوان، عصری نو در تاریخ ادبیات جهان گشود عصری که عنوان عصر رمانتیسم به خود گرفت. از این زمان به بعد هوگو دوستداران بسیار یافت و خانهٔ او تبدیل به محل ملاقات نویسندگان پیرو مکتب رمانتیسم شد که از میان این نویسندگان می‌توان به آلفرد داویگنی و چارلز آگوستین سنت بوو منتقد اشاره کرد. سالهای ۱۸۲۹ تا ۱۸۴۳ سال‌های بالندگی و کامیابی او بود هوگو در طی این سالها، چندین مقاله، سه رمان و پنج جلد کتاب شعر و نمایشنامه به رشته تحریر درآورد. با این حال شکست نمایشنامه منظوم او در سال ۱۸۴۳ میلادی و به دنبال آن مرگ دخترش لئوپولدین، که بسیار مورد علاقهٔ وی بود وقفه‌ای در خلاقیت شگفت‌آورش ایجاد کرد.

فعالیت‌های سیاسی

 نقاشی "کزت" گرفته شده از نسخهٔ اصلی بینوایان توسط امیلی بایارد (۱۸۶۲)

او در سال ۱۸۴۵ از طرف شاه به مجلس اعیان دعوت شد و یک پست سیاسی در حکومت وابسته به قانون اساسی شاه لوئی فیلیپه، قبول کرد. انتخاب وی اعتراضات چندی را برانگیخت که منجر به گوشه گیری او شد و هوگو در انزوای خود، شاهکار انسان‌دوستانهٔ خود بینوایان را به رشتهٔ تحریر درآورد. در سال ۱۸۴۸ بعد از وقوع انقلاب نماینده مردم شد و بعد از لوئی ناپلئون بناپارت، رییس جمهور جمهوری دوم در فرانسه شد. او علیه اعدام و بی عدالتی اجتماعی سخن راند و بعدها در مجمع قانونگذاری و مجمع وابسته به قانون اساسی انتخاب شد. از نامزدی لویی ناپلئون به عنوان رییس جمهوری حمایت کرد و برای مدتی هم حامی حزب محافظه کار و ریاست جمهور بود ولی هنگامی که ناپلئون در سال ۱۸۵۱ قدرت را به طور کامل در دست گرفت و قانون اساسی ضد پارلمانی را جایگزین کرد. هوگو او را علنا خائن فرانسه نامید و در نطق تاریخی ۱۸ ژوئیه ۱۸۵۱ در بررسی قانون اساسی گفت: «چون زمانی ناپلئون کبیر داشته‌ایم، باید ناپلئون حقیر نیز داشته‌باشیم؟»

بعد از کودتای ۲ دسامبر ۱۸۵۱ به بروکسل گریخت و در تبعید دراز مدت خود، آثار بزرگی تدوین کرد. با سقوط ناپلئون سوم در سال ۱۸۷۰ به میهن بازگشت. به مدت چندین سال او مظهر مخالفت با پادشاهی و طرافدار جمهوری بود. در سال ۱۸۷۱ به مجلس ملی راه یافت ولی خیلی زود از نمایندگی مجلس کناره گرفت. در سال ۱۸۷۴ بی‌اعتنا نسبت به نقدهای تاریخی ناتورالیست‌ها، کتاب نود و سه را نوشت . در سن هفتاد و پنج سالگی کتاب دلنشین هنر پدر بزرگ بودن را نوشت؛ اما همچنان به دنیای سیاست تمایل داشت و در سال ۱۸۷۶ به مجلس سنا راه یافت. در فوریه ۱۸۸۱ به مناسبت ورود به هشتاد سالگی مراسم با شکوهی به افتخار وی بر پا گردید که کمتر کسی به زمان حیات خود، چنین افتخاری را کسب کرده‌است.

تبعید

 ویکتور هوگو در زمان حیاتش همواره به دلیل داشتن عقاید آزادیخواهانه و سوسیالیستی و حمایت قلمی و لفظی از طبقات محروم جامعه، مورد خشم سران دولتی و حکومتی بود و علیرغم فشارهایی چون سانسور، تهدید و تبعید هرگز از آرمانهای بلند خود دست نکشید. او ابتدا به بروکسل و سپس به جزیرۀ جرزی و در نهایت به جزیرۀ گریزین که از جزایر دریایی مانش است، تبعید شد. در آنجا بود که به نوشتن دربارۀ نکوهش اعمال ظالمانهٔ حکومت فرانسه ادامه داد و درنتیجه مقالات مشهور او بر ضد ناپلئون سوم در فرانسه ممنوع شد. با این وجود این مقالات تاثیر زیادی از خود به جای گذاشت. هوگو در تبعید در زمینهٔ نویسندگی به تکامل و پختگی رسید و اولین اشعار حماسهٔ مصنوع خود را با نام افسانهٔ قرن‌ها، کتاب بینوایان، کتاب جنجال برانگیز ناپلئون صغیر و بسیاری آثار دیگر را در این دوران نوشت؛ او در بارهٔ نگارش رمان بینوایان گفته‌است: «من این کتاب را برای همهٔ آزادیخواهان جهان نوشته‌ام» با وجود اینکه ناپلئون سوم در سال ۱۸۵۹ تمام تبعیدی‌های سیاسی را عفو کرد اما هوگو از پذیرش این عفو سرباز زد زیرا پذیرش عفو بدین معنی بود که او دیگر نباید از دولت انتقاد کند. او پس از سرنگونی امپراطوری روم در سال ۱۸۷۰ به عنوان قهرمان ملی به پاریس بازگشت و عضو مجمع نمایندگان ملی و بعد به عنوان سناتور جمهوری سوم انتخاب شد.

دیدگاه‌های مذهبی

دیدگاه‌های مذهبی هوگو در طول زندگی‌اش به سرعت تغییر کرد. او در جوانی به عنوان مسیحی کاتولیک سوگند یاد کرد که به مقامات و مسئولان کلیسا احترام بگذارد. اما به تدریج تبدیل به کاتولیکی شد که به وظایف دینی‌اش عمل نمی‌کند و بیش از پیش به بیان دیدگاههای ضد پاپ و ضدکشیشی پرداخت. در طی دوران تبعید به طور تفننی به احضار روح می پرداخت و در سالهای بعد خداشناسی بر پایهٔ عقل را که مشابه آنچه که مورد حمایت ولتر نویسندهٔ فرانسوی بود، پا برجا کرد . در سال ۱۸۷۲ وقتی متصدی آمارگیری از هوگو پرسید که آیا کاتولیک است یا نه او پاسخ داد: «خیر، من آزاد اندیش هستم» هوگو هیچگاه بیزاری خود را از کلیسای کاتولیک ازدست نداد. این انزجار به دلیل بی‌تفاوتی کلیسا نسبت به وضعیت بد کاری زیر سلطهٔ ظلم حکومت پادشاهی و شاید هم به خاطر قرار گرفتن اثر بینوایان در لیست کتابهای ممنوعهٔ پاپ بود. هنگام مرگ دو پسرش، چارلز و فرانسوا، او اصرار داشت که آنها بدون صلیب عیسی یا کشیش به خاک سپرده شوند؛ او در وصیت‌نامه‌اش هم همین شرط را برای خاکسپاری خود گذاشت. هوگو با اینکه معتقد بود عقاید کاتولیک منسوخ و رو به زوال است اما هیچگاه مستقیما از عرف و سنت انتقاد نکرد. او همچنان به عنوان فردی که به وجود خدا معتقد است، باقی‌ماند، او عمیقا به قدرت و ضرورت حمد وستایش ایمان داشت. عقل گرایی هوگو را در اشعارش از قبیل تورکمادا (۱۸۶۹، دربارهٔ تعصب‌های مذهبی)، پاپ (۱۸۷۹ ، کتابی است ضد کشیشی )، دین و ادیان (۱۸۸۰، در مرود رد سودمندی کلیساها) و ... می‌توان مشاهده کرد. هوگو می‌گفت: ادیان به تدریج از بین می‌روند، اما این خداست که باقی می‌ماند. او پیش بینی می‌کرد که مسیحیت بالاخره روزی از بین خواهد رفت اما مردم همچنان به خدا، روح و تعهد معتقد خواهند ماند.

سالهای پایانی و مرگ

وقتی هوگو در سال ۱۸۷۰ به پاریس بازگشت مردم از او به عنوان قهرمان ملی استقبال کردند. هو گو علیرغم محبوبیتش، برای انتخاب دوباره در مجمع نمایندگان ملی در سال ۱۸۷۲ هیچ تلاشی نکرد. دو دهه آخر زندگی هوگو به خاطر بستری شدن دخترش در آسایشگاه روانی، مرگ دو پسرش و نیز مرگ آدل در ۱۸۶۸ بسیار ناراحت کننده بود . هوگو با وجود لطمات روحی و روانی که بر او وارد شده بود همچنان به نوشتن ادامه داد و در سیاست هم تا سال ۱۸۷۸، که سلامتی اش رو به زوال گذاشت، فعال ماند. او در ۳۰ ژانویه ۱۸۷۶ در انتخاب مجلس سنا، که اخیرا تاسیس شده بود نیز انتخاب شد. در فوریه ۱۸۸۱ به پاس این حقیقت که هوگو وارد هشتادمین سال زندگی اش شده، یکی از بزرگترین مراسم بزرگداشت برای این نویسنده که در قید حیات بود، برگزار شد. مراسم جشن از روز بیست و پنجم فوریه با اهدای گلدان سور(نوعی چینی فرانسوی) به هوگو آغاز شد؛ این نوع گلدان هدیه ای سنتی برای مقامات عالی رتبه بود که به ویکتور هوگو اهدا شد. روز ۲۷ فوریه بزرگترین رژه در تاریخ فرانسه برگزار شد. رژه کننده ها شش ساعت راهپیمایی کردند تا از مقابل هوگو که پشت پنجره اتاقش نشسته بود رد شوند. سربازان راهنما برای اشاره به ترانه کوزت در بینوایان گل های گندم به گردن خود آویخته بودند . هوگو در [[۲۲ مه]] ۱۸۸۵ پس از یک دوره بیماری در هشتاد و سه سالگی در پاریس درگذشت. مرگ وی باعث سوگی ملی شد، بیش از دو میلیون نفر در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند. هوگو تنها به خاطر شخصیت والای ادبی در ادبیات فرانسه مورد تکریم قرار نگرفت بلکه به عنوان سیاستمداری که به تشکیل و نگهداری جمهوری سوم و دموکراسی در فرانسه کمک کرد از او قدردانی به عمل آمد. آرامگاه ویکتور هوگو در پانتئون نزدیک پارک لوگزامبورگ است.

فهرست آثار

آثار آغاز نوجوانی

۱. اینه دوکاسترو درامی به نثر در سه پرده که هوگو در پانزده سالگی نوشته‌است.

۲. ترجمهٔ بخش‌هایی از انه اید شاهکار ویرژیل:

هخامنشی  ،  پیرمرد گالز ،  غار سیکلوپ‌ها  ،  کاکوس

۳. درلیدی ترجمه‌ای از اشعار اوراس

۴. سزار از از روبیکون می‌گذرد ترجمه‌ای از فارسال تصنیف لوکن

شعرها

۱. اغانی جدید ،  ۲. اغانی و قصاید ،  ۳. شرقی‌ها ،  ۴. برگ‌های خزان ،  ۵. نغمات شفق ،    

۶. صداهای درونی ،  ۷. پرتوها و سایه‌ها ،  ۸. کیفرها ،  ۹. سیر و سیاحت ، ۱۰. افسانه قرون

۱۱. غزلیات کوچه‌ها و بیشه‌ها ،  ۱۲. سال مخوف ،  ۱۳. فن پدربزرگی ،  ۱۴. پاپ ،  ۱۵. شفقت عالی

۱۶. ادیان و دین ،  ۱۷. خر ،  ۱۸. ریاح چهارگانه روح ، ۱۹. عاقبت شیطان  ، ۲۰. مکنونات چنگ

۲۱. خدا ، ۲۲. سال‌های شوم ،  ۲۳. دسته گل آخرین

نمایشنامه‌ها

۱. کرامول ،  ۲. آمی روبسار ،  ۳. ارنانی ،  ۴. ماریون دلورم ،  ۵. شاه تفریح می‌کند ، ۶. لوکرس بورژیا ،  ۷. ماری تودور ،  ۸. آنژلو ،  ۹. اسمرالدا ،  ۱۰. روی بلاس  ،  ۱۱. توامان  ۱۲. بورگراوها

۱۳. تورکه مادا ،  ۱۴. تئاتر در هوای آزاد

رمان‌ها

۱. بوگژارگال ، ۲. هان دیسلند ، ۳. آخرین روز یک محکوم ، ۴. نتردام دو پاری یا گوژپشت نتردام

۵. کلود گدا ،‌۶. بینوایان ،‌ ۷. کارگران دریا ، ۸. مردی که می‌خندد ،‌ ۹. نود و سه ، مجموعه‌ای از نامه‌ها، خاطرات، نقدها و مقالات ادبی و سیاسی

قطعه‌ای از ویکتور هوگو

شاه ایران

شاه ایران، نگران و هراس‌آلود، سکونت دارد زمستان در اصفهان، تابستان در تفلیس در باغ، یک بهشت واقعی غرق گل سرخ بین گروهی مردان مسلح، از ترس بستگانش و همین باعث می‌شود که گاه برای تخیل بیرون رود او یک بامداد در دشت یک چوپان دید چوپان پیری که پسرش را همراه داشت: پسر زیبایی جوان از او پرسید: اسمت چیست پیرمرد؟ پیرمرد که در میان بزغاله هایش میرفت و می‌خواند آوازش را قطع کرد و گفت: اسمم کرم است خانه ام پای یک تخته سنگ معلق زیر یک بام است که از نی ساخته‌ام و آنجا با پسرم زندگی می‌کنم که دوستم می‌دارد و به همین دلیل است که آواز می‌خوانم همانطور که سابقا حافظ می‌خواند و حالا سعدی می‌خواند و همانطور که زنجره در ساعت ظهر جیر جیر می‌کند در آن هنگام جوانک با چهره حجب‌آلود و دلنشین دست پدر نغمه سرایش را بوسید. و او باز به خواندن پرداخت همانطور که حالا سعدی می‌خواند، همانطور که سابقا حافظ می‌خواند شاه گفت: آیا این دوستت دارد؟ با آنکه پسرت است؟....

ویکتور هوگو در سینما

براساس داستان‌ها و رمان‌های ویکتور هوگو فیلم‌های زیادی ساخته شده‌است.

- نتردام دوپاری، کارگردان: آلیس گی، فرانسه، ۱۹۰۶م.

- ولگرد، بخاری، سرقت شمعدانی، کارگردان:؟، فرانسه، ۱۹۰۷م. بر اساس بینوایان

- سلطان تفریح می‌کند، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۰۹م.

- نتردام دوپاری، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۱م.

- بینوایان، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۲م.

- نود و سه، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۴م.

- زیبایی پاریس (نتردام دوپاری) کارگردان: گوردن ادواردز، آمریکا، ۱۹۱۷م.

- کارگران دریا، کارگردان: آ. آنتوان، فرانسه، ۱۹۱۸م.

- ماریون دلورم، کارگردان: هانری کراوس، فرانسه، ۱۹۱۸م.

- بیوایان، کارگردان: فرانک للوید، آمریکا، ۱۹۱۸م.

- گوژپشت نتردام، کارگردان: والاس وورسانی، آمریکا، ۱۹۲۳م.

- بینوایان، کارگردان: هانری فسکور، فرانسه، ۱۹۲۵م.

- مردی که می‌خندد، کارگردان: پل‌لنی، آمریکا، ۱۹۲۸م.

- بینوایان، کارگردان: ریمون برنار، فرانسه، ۱۹۳۳م.

- بینوایان، کارگردان: ریچارد بولسلاوسکی، آمریکا، ۱۹۳۵م.

- گاوروش، کارگردان: ت. لوکاته‌ویچ، شوروی، ۱۹۳۷م. بر اساس بینوایان

- گوژپشت نتردام، کارگردان: ویلیام دیترله، آمریکا، ۱۹۳۹م.

- بینوایان، کارگردان: کمال سلیم، مصر، ۱۹۴۴م.

- ری‌بلاس، کارگردان: پی‌یر بیلوس، فرانسه، ۱۹۴۸م.

- بینوایان، کارگردان: فرناندو ریورو، مکزیک، ۱۹۴۴م.

- فراری از تبعیدگاه اعمال شاقه، کارگردان: ریکاردو فره‌را، ایتالیا، ۱۹۴۸م. بر اساس بینوایان

- بینوایان، ژان والژان، کارگردان: لویس مایلستون، آمریکا، ۱۹۵۲م.

- بینوایان، کارگردان: دایسوکه اتیو، ماساهیرو ماکینو، ژاپن، ۱۹۵۲م.

- ازاعی پادام پادو، کارگردان: رامنوت، هند/اندونزی، ۱۹۵۳م. بر اساس بینوایان

- بینوایان، کارگردان: ژان پل لوشانوآ، فرانسه، ۱۹۵۷م.

- هیولا، کارگردان: سیامک یاسمی، ایران، ۱۳۵۵ه.خ بر اساس گوژپشت نتردام

- بینوایان، کارگردان: گلن جردن، آمریکا/انگلستان، ۱۹۷۸م.

- بینوایان، کارگردان: روبر حسین، فرانسه، تلویزیون، ۱۹۸۲م.

۰

تحقیق درباره انواع چوب

 گزارش تخصصی

تحقیق درباره انواع چوب

انواع چوب

توسکا : Alnus

دو گونه توسکای قشلاقی و ییلاقی به نام های علمی Subcordate Alnus و Glutionose Alnuse در ایران وجود دارد. نام های محلی توسکا، تسکا و توسه است.

چوب درون نامشخص، رنگ کرم مایل به قرمز، دوایر سالیانه پهن با حدود نسبتا مشخص و موجدار در مقطع عرضی و پره چوبی آجری شکل قرمز رنگ در مقطع شعاعی و دوک های ظریف (پره ها) در مقطع مماسی از خصوصیات ظاهری چوب است. چوبی نیمه سنگین تا سبک است که به دلیل پرداخت و رنگ پذیری شکاف خوری و ابزار خوری خوب در صنعت مبلمان مصرف دارد ولی کم دوام بوده که البته در آب دوام قابل توجهی دارد. بیشترین میزان فروش را در بازار چوب فروشان پس از راش را داراست که البته در حال حاضر مهمترین مورد مصرف آن طبق آمار موجود در کارخانجات تخته لایه سازی آن در برابر آب در ساختن بناهای آبی نیز مصرف میشود. قیمت چوب توسکا به صورت الواری در سال بوده است.

راش : Brich

نام علمی این چوب Fagus orientalis نام فارسی و بومی راش و مرس و نام انگلیسی آن Beech است. از خواص ظاهری چوب راش درون نامشخص و به رنگ کرم مایل به قرمز است.

دوایر سالیانه فشرده و در نتیجه در مقاطع طولی دارای خطوط کم و بیش مشخص ناشی از آن است. از بارزترین خصوصیات شاید بتوان به پره های چوبی در مقاطع طولی اشاره کرده که در مقطع شعاعی به پرمگس و در مقطع مماسی به دوک معروفند و این پره ها به صورت لکه های قرمز دیده میشود. چه بسا گاهی این پرمگس های زیبا عیب محصوب میشوند چرا که به عقیده نجاران این بخشهای چوب پس از رنگ کاری سیاه میشوند. گونه راش چوبی نیمه سنگین و دارای بافتی همگن و تقریبا مقاوم در برابر حشرات و قارچهاست. گرده بینه های درجه 1 و 2 راش در ایران بیشتر به مصرف کارخانجات روکش و تخته لایه می رسد و گرده بینه های درجه 3 پس از تبدیل به الوار به بازار تهران (پل چوبی) روانه می شوند. بنا به اطلاعات بازار میزان تفاوت قیمت آن در 6 ماهه نخست در بازار تهران بوده است. به دلیل بافت همگن و درجه سختی مناسب این چوب بیشترین تقاضا را برای خرید به منظور تهیه مبل در بازار دارد. همچنین به دلیل قابلیت آغشتگی با انواع محلولهای حفاظتی بیشترین گونه مصرفی در کارخانه های اشباع است. البته اخیرا گونه های خارجی راش از طریق آذربایجان وارد ایران شده است که بنا به ادعای مبل سازان و فرشندگان چوب کیفیت چوب راش ایرانی را ندارد ولی به دلیل ابعاد و رطوبت مناسب تخته ها میزان ضایعات کمتری، در امر فرآیند تولید دارد.

 

 

ملچ

چوبی به رنگ قهوای مایل به قرمز است و گاهی اوقات رگه های سبز رنگی در آن دیده میشود. چوبی درشت بافت، نیمه سخت و نیمه سنگین، نسبتا بادوام و در برابر ضربه بادوام و نسبت خمش مقاوم است. از این چوب بیشتر در ساختمانهای چوبی، ساخت مبلمان، روکش، قایق سازی، وسایل ورزشی، در و پنجیره و تخته لائی استفاده می شود .

افرا : Maple

این خانواده دارای گونه های مختلفی در ایران است از جمله میتوان افرا پلت، افرا شیردار و کیکم را نام برد. بزرگترین و فراوان ترین افرای ایران اپلت با نام علمی insigne Bosso و نام انگلیسی Maple است.

این گونه چوب درون نامشخص، چوب سفید مایل به کرم با درخشندگی کم و بیش صدفی دارد. دوایر سالیانه به دلیل فشردگی چوب تابستانه در مقطع عرضی کاملا مشخص و در مقطع مماسی نقوش مواج و در مقطع عرضی نقوش رگه ای مانند ایجاد کرده است که پره های چوبی ظریف و قهوه ای رنگ و براق در دو مقطع مختلف طولی به صورت لکه ها و دوک ها نمایان است. چوبی نیمه سنگین با پرداخت آسان و هم کشیدگی کم باعث شده تا در صنعت مبلمان و روکش گیری جایگاه ویژه ای داشته باشد.

گردو

چوبی ریز بافت، به رنگ خاکستری مایل به قهوای تیره و دارای نقوش زیبا و نسبتاً با دوام است. این چوب نیمه سنگین و نیمه سخت و در مقابل فشار، خمش و کشش مقاوم است. از این چوب بیشتر در کارهای هنری و تزیینی، تهیه روکش، خراطی ساخت مبلمان، ساخت الات موسیقی، قنداق تفنگ، مجسمه سازی، منبت کاری و معرق کاری استفاده می شود.

چنار

چوبی به رنگ سفید روشن تا قرمز مایل به قهوه ای است که لکه های قهوه ای صدفی دارد . چوبی است نیمه سخت وسنگین و با دوام که از آن برای ساخت دربهای اماکن متبرکه، دسته ابزار، صندلی، غربال، صندوق استفاده می شود.

بلوط

چوبی به رنگ قهوه ای روشن تا تیره، درشت بافت و با دوام است. این چوب نسبتاً نیمه سخت و نیمه سنگین تا سنگین است و در برابر سایش مقاومت زیادی دارد و بهترین چوب برای پارکت، ساخت مبلمان تهیه روکش، تراورس را آهن، مدل سازی است.

 

تبریزی

این چوب به رنگ سفید تا کرم روشن است و اغلب لکه های سیاه رنگ و یا قهوه ای دارد. چوبی است نسبتاً نرم، سبک که دوام زیادی ندارد و کار با آن آسان است. برای ساخت کاغذ سازی، کبریت سازی، جعبه سازی، ادوات کشاورزی از آن استفاده می شود

 ممرز                             

چوبی ریز بافت به رنگ سفید تا سفید مایل به کرم و سخت و نیمه سنگین است . این چوب در مقابل ضربه و سایش مقاومت دارد و در کاغذ سازی، تخته خرده چوب سازی، تخته فیبر، واگن سازی، دسته ابزار، چوبهای تونلی از آن استفاده می شود.

کاج ایرانی

واژه چوب روسی در بازار چوب ایران به هر نوع چوب سفید رنگ وارداتی از روسیه تلقی میشود و کاربرد آن هم چندان تفاوتی نمی کند در حالیکه این چوب سفید خود شامل گونه های کاملا متفاوت چون نراد، نوئل و انواع کاجها می شوند.

همچنانکه گفته شد یکی از گونه های چوبی که به چوب روسی معروف است Abies یا نراد است که نام رایج آن در دنیا Fir و Sapen است.

این چوب فاقد درون چوب مشخص و به رنگ سفید مایل به قرمز، فاقد مجاری صمغی، راست تار، سبک، واکشیدگی و همکشیدگی کم، قابلیت ترک خوردن کم هنگام خشک شدن، بسیار خوش کار، سنباده خوری خوب، میخ خوری و پیچ خوری عالی هستند ولی با وجود تمام مزایا به راحتی در مقابل قارچها دچار مرض لکه آبی یا لکه قرمز میشوند از استحکام آن می کاهد. حشرات نیز علاقه زیادی به لانه گزینی و تخم گذاری در آن دارند و باید توجه داشت که چوبها دارای رگه قرمز به هنگام خشک شدن کاملا تاب بر می دارند.

این چوب به علت سبکی و ضریب الاستیته بالا از بهترین چوبها برای اسکلت ساختمان هاست. الیاف بلند و خمیر سفید آن در کاغذسازی مصرف فراوان دارد. در ایران این چوب غالبا در صنایع مبلمان استفاده می شود.

نراد                              

چوبی به رنگ سفید تا سفید مایل به کرم تا قهوه ای مایل به صورتی است، راست تار و دارای نقوش زیبایی است. چوبی است سبک، نرم و کم دوام که کار با آن آسان است و در کارهای ساختمانی، قفسه سازی، بسته بندی از آن استفاده می شود.

 

 

ماهاگونی یا آکاژو                             

آکاژوها به دو دسته آکاژوی آمریکایی و آفریقایی تقسیم میشوند که اغلب آکاژوی آفریقایی در بازار ایران یافت میشود. نام علمی این گونه Khaya inveeonsis و از خانواده Miliacea است. نام های محلی متفاوتی در کشورهای مختلف آفریقا دارد. درون چوب قرمز رنگ و برون چوب نازک سفید مایل به صورتی رنگ دارد. بافت یکدست و وجود پرمگسهای درخشان و براق که با تغییر جهت نور درخشش متفاوتی دارند از ویژگیهای شاخص این چوب است. در مقطع شعاعی نقوش نواری صدفی و در مقاطع مماسی نقوشی متنوع چون موجی، مجعد، جناغی دارد. یکی از پرمصرف ترین چوب های دنیا برای تهیه روکش های قیمتی است. به دلیل همکشیدگی و واکشیدگی کم در هنگام خشک شدن کمتر دچار عیب می شود. ضربه پذیری خوب، پرداخت عالی، پیچ خوری و میخ خوری بالا از خصوصیات بارز این چوب است ولی رنگ پذیری و واکس خوری باید همراه با بتونه کاری انجام شود. در تهیه روکش و مبلسازی بیشترین مصرف را داراست. به دلیل ضربه پذیری و ضریب الاستیسیته بالا در تهیه قایق های بادبانی و تفریحی مناسب است.لازم به ذکر است که چوبهای دیگری نیز تحت عنوان آکاژو در بازار دیده میشوند که اسامی واقعی آنها سیپو، کیسپو و ساپلی است.

آکونه (گابون )

چوبی است به رنگ صورتی کم رنگ تا پر رنگ، سبک، نرم، ریزبافت و کم دوام که به خوبی ورقه ورقه می شود. برای تهیه کاغذ سازی، قایقهای سبک، و غیره از آن استفاده می شود.

ساج (تیک)

چوبی است به رنگ قهوه ای طلایی تا قهوه ای پنج پر رنگ با خطهای سیاه که بسیار سنگین و با دوام است. این چوب در صنعت کشتی سازی، صنایع ظریف به خصوص خاتم کاری، ساخت ابزار آزمایشگاهی، روکش گیری، قسمتهای بیرونی و داخلی ساختمان موارد مصرف دارد.

چوب آبنوس                             

آبنوس درخت سیاه رنگی است یا چگالی نسبتاً بالا و بسیار خوش بو. تنه داخلی چوب به رنگهای مختلف زرد سفید تا قهوه ای و سیاه دیده می شود و انواع مختلف چوب ابنوس : ابنوس سیاه، آبنوس مرمری یا مرمری آندامان، آبنوس کاکی . آبنوس به دلیل سختی و استهکام بالا در اخت وسایلی نظیر انواع مبلمان، میز و صندلی ، پیانو مورد استفاده قرار می گیرد.

چوب افرای سیاه                             

برای ساخت لوازمی هم چون خط کش و دکوراسیون بزرگ استفاده می شود.

چوب والسا - بالسا                              

سبک ترین چوب تجاری است دارای سفتی و قابلیت فرم دهی فراوانی است. و به رنگهای سفید تا زرد روشن و قهوه ای ملایم دیده می شود. از چوب بالسا در ساخت قطعات صنعتی ظریف مانند: دیوار سازی داخل هوا پیما، در ساخت ماکت ها ، و آثار هنری استفاده می شود.

زبان گنجشک (ون)                                            

چوبی است دارای مقاومت و سختی مناسب و دارای قابلیت فرم پذیری مناسب. رنگ این چوب عموماً زرد ملایم است که برای ساخت که برای ساخت قطعات چوبی مانند قاب و فرم تابلو ها، عصا، راکت تنیس استفاده می شود.

  چوب شمشاد

چوب شمشاد به دلیل تراکم بالای آوند ها و لیفهای آن دارای چگالی بالا می باشد. از این چوب در کارهایی استفاده مانند خاتم کاری و و منبت کاری استفاده می شود.

                                             چوب لاله درختی

چوبی با بافتهای نزدیک و متراکم و به رنگ زرد وجود دارد و به دلیل کیفیت عالی در ساخت انواع مبلمان قیمتی، ظروف چوبی ، جعبه ها ، اسباب بازی و غیره به کار می رود.

چوب کاج بلسان ( Balsam fir )                       

چوب کاج بلسان یا چوب نراد که از خانواده کاج است و به رنگهای سفید،قهوه ای، و با رگه های صاف و ظریف دیده می شود و به طور عمده برای خمیر کاغذ و جعبه سازی مورد استفاده قرار می گیرد. اما شیره و صمغ حاصل از این درخت به عنوان چسب شفاف به کار می رود و در رنگهای مختلف روغنی از آن استفاده می شود
۰

سنت های های ازدواج در ایران باستان

 گزارش تخصصی

سنت های های ازدواج در ایران باستان

جایگاه ازدواج در ایران باستان

در فرهنگ غنی ایرانی ازدواج و پیوند زناشویی پایه و اساس یک خانواده و در نتیجه یک جامعه موفق و اخلاقی است . بزرگان این سرزمین به موجب جلوگیری از سست شدن اخلاقیات در جامعه و کنترل انحطاط و فحشا و همچنین استواری تفکر و اندیشه زنان و مردان ایرانی , ازدواج را یکی از مهم ترین ارکان جامعه بر شمرده اند . از دیدگاه اجتماعی چه در حیات اقتصادی , چه مادی , چه معنوی و روحانی این سنت نتایج پر ثمری دارد که مهم ترین آن قوام خانواده ها و در نتیجه یک اجتماع است . هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش میکند . به طور کلی میتوان گفت که انسانی موفق و پویا است که هر روز زندگی اش از روز گذشته اش کاملتر باشد . سیر طبیعی گیتی چنین است که دختران و پسران خردمند در پی رسیدن به استقلال فکری هستند و در نتیجه برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بی شمار خود به سوی تکامل و دانش و راهکارهای رسیدن به کمال هستند . ازدواج و  گزینش همسر مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل زنان و مردان را فراهم میکند . متاسفانه در این میان نیز دختران و پسرانی هستند که مستثنی می باشند , زیرا با عدم درک درست و منطقی از فلسفه ازدواج نه تنها به تفکر , اندیشه و روان خود ضرر می رسانند بلکه در دراز مدت به سهم خود بروی یک جامعه نیز تاثیر منفی میگذارند . گاتها چنین پند می دهد :

خواسته شما از خداوند , خانواده ای خوب با راستی و پارسایی در کشوری آباد است .

 از این روی در تمدن کهن ایرانی که یکی از پایه های تمدن بشری محسوب می شود بر این سنت نیک و اهورایی پافشاری شده است . در گاتها و متون پهلوی ایرانیان باستان در این مورد سخنها و پندهای بسیاری بیان شده است که ما باید برای بازگشت به آن شکوه و جامعه اخلاقی گذشته خود کوشش بسیار کنیم . بر طبق باور ایرانیان کهن نخستین انتظار پسران ایرانی برای ازدواج با دختران نجابت و پاکدامنی زن بوده است :

عفت و نیک نامی و دوشیزگی پیش از ازدواج برای زنان ضرورت داشته است خانمان سعادمتند اجر شوهر نیک و زن نیکو است و جایگاه اهورامزدا و امشاسپندان 

و یا این سخن نیک از گاتها که مهم ترین سند ارزشمند اخلاقی و دینی ایرانیان باستان و جامعه کنونی ایرانیان راستین محسوب می شود :

پاکدامنی و پارسایی از ارزش های ویژه زنان است .

شخصیت زن یا مرد پس از ازدواج به یک شخصیت اجتماعی تبدیل میشود؛ زیرا در پرتو ازدواج و زندگی مشترک خود را مسؤول حفظ همسر و تأمین وسائل زندگی و تربیت و آینده فرزندان تلقی میکند و تمام هوش، ابتکار و استعدادهای خود را به کار میگیرد و خود را مسئول آینده وی می داند ؛ به عبارت دیگر، مهم ترین احساس مسؤولیت اجتماعی در او برای نخستین بار شکل میگیرد و بسیاری از شایستگیها و توانمندیهای نهفته در درونش را شکوفا میسازد. تا بتواند مسئولیتهای سنگین تری را نیز در جامعه بر عهده بگیرد . همچنین زنان و مردان میتوانند در کنار یک همسر خردمند و مهرورز میتوانند در راه درست و منش نیک ایرانی گام برداند و نواقص یکدیگر را برطرف سازند و در نتیجه جامعه ای اخلاق گرا , دانش پژوه و متمدن را نیز بنا سازند . به درستی که زرتشت فرمود :

زن و شوهر باید کوشش کنند تا در راه راستی و پاکی از یکدیگر پیشی جویند . مسابقه زندگی در پیمودن راه راستی است . (4)

بنابراین، میتوان ازدواج را مایه رشد و کمال یافتن انسان دانست . در واقع خداوند انسان را به گونه ‏ای آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است . یعنی در کنار جنس مخالفش کامل میشود . مرد به زن نیازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحی , جسمی , جنسی و معنوی به هم وابسته‏ اند و با قرار گرفتن در کنار هم یکدیگر را تکمیل میکنند .

با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین  

                                                با هر که نیست عاشق کم گوی و کم نشین

گزینش همسر در فرهنگ ایرانی موجب آرامش و امنیت خاطر میگردد و محیط خانه وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است . از سوی دیگر عشق و مهر آریایی ایرانیان که شهره خواص و عام در جهان است میتواند در پرتو پیوندهای درست و خردمندانه تبلور یابد و به اوج کمالات برسد و الگویی برای نسلهای بعد نیز گردد . چنانکه زرشت بزرگوار فرموده است :

عشق و وفاداری ریشه دار , در هر زندگی زناشویی نیاز است .

عشق و دلدادگی که جلوه ای از هنجار راستی است , بر شما نیایش کنندگان فزون باد . جلوه با ارزش اشا عشق و دلدادگی است

روانشناسان در بسیاری از موارد به این نتیجه رسیده اند که پس از دوره جوانی , آن هنگامی که زندگی تنهایی را برای خود برگزیده اند سایه تنهایی , بیهودگی و نداشتن پناه گاهی مستقل و همیشگی را بر زندگی خود احساس میکنند . ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسری شایسته , دلسوز و هم اندیش این احساس را از بین میبرد و او را به آرامش روحی میرساند. این احساس آرامش به ثبات فکری و روحی، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت می انجامد. در واقع دست آفرینش نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب وپریشانیشان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد . در نسکهای ایران زمین , از چهار هزار سال پیش تاکنون به این امر سفارش بسیار شده است :

5 - در زن گرفتن و پیوند گیتی را برقرار کردن کوشا باشید و از آن دوری نگیرید .

50 -در زن خواستن و فرزند داشتن و دیگر خویشکاری کوشا باشید .

در همین راستا گزینش همسر ایده آل باید در سن مطلوب ازدواج مطرح و عملی شود , زیرا پیش از سن مذکور و یا پس از آن انتخاب ها در بیشتر موارد اشتباه , ناخواسته و یا دلخواه کامل یا نسبی نخواهد بود . این سن که به زمان مطلوب ازدواج شهرت دارد , برای پسران در زندگی امروزی بین 24 تا نهایت 30 سال دیده شده است و برای دختران 20 تا 26 سال . در کمتر از آن پختگی لازم و انتخاب درست کمتر دیده می شود و در بیشتر از این سن نیز انتخاب ها دشوارتر و توقع ها بالاتر می شود که بطوریکه در بسیاری موارد به عدم انتخاب منطقی و درست می انجامد . از این روی بایستی ازدواج در سنین مطلوب آن صورت گیرد حتی اگر زوجهای ایرانی سالهای نخست زندگی را با مشکلات مادی زیادی مواجه باشند . همدلی در فرهنگ ایرانی یکی از ارکان اساسی به شمار می آید . در سایه همدلی برای زنان و مردان ایرانی هر غیر ممکنی , ممکن خواهد شد و مشکلات یکی پس از دیگری برطرف می گردد . مولانا عارف بزرگ ایران زمین :

پس زبان خود محرمی دیگر است             همدلی از هم زبانی بهتر است

ایرانیان کهن پیوند دختران و پسران را فرخنده و پراهمیت می شماردند . به صورتیکه از عدد مقدس هفت برای شادمانی در جشنهای آنان بهره می بردند . ( هفت شبانه روز جشن و شادمانی و پایکوبی ازدواج ) عدد هفت یکی از اعداد آسمانی در نزد ایرانیان است که تا همین چند دهه پیش نیز اجرا می شده است و متاسفانه با گسترش شهره نشینی و گرفتاریهای زندگی مدرن کم کم به فراموشی سپرده شد . بیشتر از سوی دیگر ایرانیان مفتخر هستند که نامش به عنوان نخستین پایه گذاران عهد , پیمان و اخلاقیات جهان مطرح است . در سنگ نگاره های فره وشی یا فروهر که قدمتی بیش از چهار هزار سال دارد حلقه یا چمبره ای در دست انسان بالدار قرار دارد که از دیرباز تا کنون به حلقه پیمان زناشویی در نزد ایرانیان شناخته می شود  و این مایه مباهات ملت کهن ایران زمین است . نمایی از فروهر باستانی موبدان زرتشتی پس از پشت سر گذاشتن هزاران سال فراز و نشیب در فرهنگ ایرانی همچنان به باورهای نیک نیاکانشان پایبند هستند و دختران و پسرانی را که میخواهند با یکدیگر پیوند زناشویی برقرار سازند , با توجه به آنچه که اشو زرتشت برای ما به یادگار گذاشته است , چنین پند می دهند :

" پند و اندرز می دهم شما را ای دوشیزگانی که در آستانه زناشویی هستید و هم شما ای نوجوانان , زیرا که نیک میدانم , به گوش هوش بشنوید , زندگی آسوده و اندیشه آسوده را در سایه دین و احترام و فرامانبرداری از پدران و مادران بجویید . چون در سایه پرهیزکاری است که عشق و مهر و محبت شما هر روز عمیق تر و نیرومند تر خواهد شد و تنها در این صورت است که به لذت و خوشی سالم دست خواهید یافت . "

همچنین ازدواج در یکی از کهن ترین سندهای تاریخی ایران و جهان که به اوستا مشهور است اشاره شده است . در یشتهای اوستا , ارت ایزد خانواده خوب و نماد شوکت و جلال است . ایزد ارت سفارش به پیوند میان دختران و پسران میکند و از زنانی که فرزند بدنیا نمی آورند و یا سقط جنین میکنند شکایت میکند . اشاره شده است که فروغ اهورایی به چنین افرادی نمی تابد . ارت یشت از خانواده هایی که مانع از ازدواج دختران و پسران می شود شکایت میکند و چنین می گوید :

این زشت ترین کاری است که دشمنان آیین اهورایی انجام میدهند و دوشیزگان را از زناشویی و ازدواج باز میدارند و در خانه ها نگاه میدارند . این امر در مهر یشت , آبان یشت , رام یشت , فروردین یشت وهوم بیان شده است :

چون دوشیزگان به سن ازدواج رسند برای به دست آوردن همسران نیرومند و شوهران دلیر به سوی تو روی آورند . اردویسور اناهیتا پشتیبان و یاور دختران ایرانی است که در سن ازدواج قرار دارند . (8)

با پای گذاشتن به عرصه زندگی مدرن در چند سال اخیر و در نتیجه گسترش تمدن غربی در جامعه ایرانی این سنت نیک کم رنگتر شده است و در نتیجه شوربختانه پایه های اخلاقی جامعه ایرانی نیز متزلزل شده است . از عواملی که موجب شده است ازدواج در ایران طی این چند سال اخیر سیر نزولی داشته باشد میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

1 ) عدم مسئولیت پذیری در میان دختران و پسران و تربیت غلط در خانواده های ایرانی

2 ) عدم اعتماد به نفس نزد دختران و پسران جهت آغاز یک زندگی مشترک

3 ) افزایش تحصیلات اجتماعی و رشد توقعات کاذب و غیر منطقی در میان برخی دختران و پسران

4 ) تفریحات آزادانه دختران و پسران و تلقین به این امر که نیازی به زندگی مشترک نمی باشد

5 ) اعتقاد بر این امر که پس از ازدواج آزادیهای زودگذر اجتماعی از آنان سلب  می شود

6 ) تجملگرایی میان خانواده های ایرانی و چشم و هم چشمی میان بستگان

7 ) دوری گزیدن از زندگیهای معنوی و روی آوردن به زندگی های تک بعدی ماشینی

8 ) اعتقاد بر این امر که از دید دانش و تفکر , توانایی لازم جهت تربیت فرزندشان را ندارند

9 ) اعتقاد بر اینکه توانایی برطرف کردن نیازهای همسرشان را ندارند

10 ) تفکر شبه روشنفکری در میان جوانان بی هویت و عمدتا سطی نگر , در نتیجه باور به زندگی و دوستی های موقت غربی

هنگامی که دختران و پسران با ناهنجاری ها اجتماعی مرزهای اخلاقی زندگی معنوی را بشکنند و آنرا به صورت یک عادت روزانه برای خود تلقی کنند , هرگز نمیتوانند نقش یک مادر و یا یک پدر موفق را در زندگی اجتماعی پسین خود ایفا کنند . چنین افرادی چه زن و چه مرد هرگز در تربیت فرزندان خود موفق نخواهند بود . زیرا آنها به اصول انسانی و اخلاقی پایبند نبوده اند و نا خواسته فرزندانی که در آینده از آنان بوجود می آید نیز مانند خودشان با پایه های سست اخلاقی و اجتماعی تربیت می شوند و این امر در نسلهای بعد نیز گسترش می یابد و به سادگی میتواند موجب ویرانی یک جامعه کهن و اخلاقی همچون ایران شود . در ایران زمان هخامنشیان که کشورمان اوج شکوه و عظمت خویش را یافته بود و نخستین امپراتوری احترام به ادیان و ملتها در جهان پایه گذاری شد , ازدواج و بدنیا آوردن فرزند از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است . به طوریکه داریوش بزرگ هخامنشی در کتیبه جهانی بیستون کرمانشاه برای آنکه شرح خدمات حکومتش به ایران از گزند حوادث محفوظ بماند از اهورامزدا برکت فرزندان بسیار طلب میکند تا به درستی به نسلهای بعد برسد .

تا جاییکه شاهنشاهان هخامنشی به خانواده هایی که فرزند بیشتری و یا پسر بیشتری داشته باشند هدایا ارزانی میکردند .

مادران ایرانی در دوره هخامنشیان به دلیل آنکه فرزندان را تا سن پنج سالگی به طور کامل جهت تربیت درست برای شرکت در آموزشگاه های رسمی در اختیار داشتند نقش بسیار مهم تربیتی را ایفا می نمودند .

از سوی دیگر گزینش همسر نباید به صورت بسته و ناشناخته صورت بیگرد . زیرا ازدواجهای ناخواسته و بی منطق که بر پایه احساسات زودگذر پایه گذاری می شود نه تنها میتواند موفق نباشد بلکه نقش ویرانگری نیز در جامعه ایفا میکند و زن و مرد نیز شکست بزرگی را در زندگی تجربه میکنند که ممکن است به تباهی زندگی شان بیانجامد . گزینش همسر با اتکا بر خرد , منطق , تکیه بر فرهنگ ها و باورهای طرفین و بینش صحیح موفق و سازنده و آموزنده خواهد بود . همانطور که زرتشت بزرگوار فرمود :

همسر خویش را با خردمندی برگزینید .

 گزینش همسر معیارهای فراوانی دارد . که بایستی به آن دقت بسیار کرد . مهم ترین آن را میتوان چنین دانست :

1 ) هم فکری , تفاهم و سلیقه های نسبتا نزدیک به هم در اساس پایه های زندگی مشترک

2 ) نزدیکی سطح اجتماعی و تربیت دختر و پسر

3 ) نزدیکی سطح خانواده های طرفین

4 ) نزدیکی سطح تحصیلات , فرهنگ و شعور اجتماعی

5 ) نزدیکی مسائل اعتقادی و باورهای دینی دختر و پسر

6 ) نزدیکی سنی و یا پایین تر بودن سن دختر از پسر

در اندرز انوشه روان آذرباد مارسپندان خطاب به مردان آمده است که :

50 - زن شرمگین را دوست باش و او را به زنی به مرد زیرک و دانا ده . چه ( چراکه ) مرد زیرک و دانا همچون زمینی نیک است که وقتی تخم نیک در آن افگنده ( کاشته ) شد حاصل نیک به دست آورد .

همچنین خطاب به زنان ایرانی اشاره شده است که :

ببخشای بر ما این نیکی را تا همسری به دست آوریم , همسری جوان و نام آور , از زیباترین آنها تا ما را در پناه خود گیرند و بتوانیم خانواده ای تشکیل دهیم , تا به ما فرزندانی زیبا و دلبر و زبان آور بخشایند , شوهرانی که از همه خوش بیان تر باشند .

آداب و رسوم ازدواج ایرانی نیز بر پایه مهر و همبستگی خانواده ها بنا نهاده شده است . رسم ایرانیان بر این است که پیش از ازدواج مراسم خواستگاری انجام دهند و اگر دختر و خانواده وی پذیرفتن مراسم ازدواج اجرا می شود . خواستگاری و دیگر مراسم های کهن ما نیز قدمتی بیش از دو هزار سال دارد . چنانچه که کیکاووس فرستاده ای نزد شاه هاماوران فرستاد و دخترش را برای همسری خواستار شد . در صورتیکه میتوانست از قدرت و نفوذش برای گرفتن دختر هاماوران استفاده کند :

بجنید کاووس را دل ز جای                  چنین داد پاسخ که ای نیک رای

من او را از پدر خواستار                      که زیبنده به مشکوی ما آن نگار

خسرو پرویز نیز هنگام ازدواج با شیرین معشوقه خود بر این رسم تاکید نموده است :

به موبد چنین گفت شاه زمان                         که بر ما مبر جز به نیکی گمان

مر این خوب رخ را به خسرو دهید                   جهان را بدین مژده نو دهید

مر او را به آیین پیشین بخواست           و آیین بود آنگاه راست

از مهم ترین پیامدهای مخرب دوری گزیدن از این سنت کهن که هرکدام میتواند به نوبه خود موجب زیانهای جبران ناپذیر اجتماعی گردد میتوان به این موارد اشاره نمود :

1 ) توقف یا کاهش چشم گیر رشد جمعیت کشور و در نتیجه افزایش سن جامعه

2 ) افزایش زندگی های موقت , مشترک یا زندگی های دوستی در پیش از ازدواج

3 ) پیدایش فرزندان ناخواسته در جامعه و سرنوشت نامشخص آنان در آینده

4 ) گسترش روابط بیش از حد و غیر اصولی با جنس مخالف که تنها برای ارضای نیازهای جنسی , اجتماعی و تفریحی طرفین صورت میگرد

5 ) احساس پوچی و بی انگیزگی و روان پریشانی پس گذشتن از سن جوانی

6 ) بی اعتنایی به پایه های اخلاقی و معنوی زندگی انسانی

7 ) افسردگی و احساس تنهایی دردوره پس از جوانی

8 ) گسترش فساد اخلاقی و جنسی در جامعه و رشد بیماریهای مربوطه

9 ) نبود پشتوانه معنوی در سنین بالاتر

آداب و رسوم:

انواع ازدواج در ایران باستان

در دین زرتشتی تعدد زوجات روا نیست و گفته شده همانگونه که یک زن نمی‌تواند در یک زمان بیش از یک شوهر داشته باشد مرد نیز نمی‌تواند در آن واحد دو یا چند زن داشته باشد. اختیار زن دوم در شرایطی خاص و سخت که در آیین نامه زرتشتیان آمده جایز است نظیر اینکه زن اول فوت شده باشد. در ایران باستان تنها در صورتی فرد زرتشتی می‌توانست با وجود زن اول زن دیگر اختیار کند که زن اول به تشخیص پزشک عقیم بوده و خود موافقت خویش را برای این کار اعلام کند و رضایت داشته باشد هدف از این عمل نیز بقا نسل و پرورش فرزندانی نیک برای دین و دنیاست.

 در مورد انواع پیوند زناشویی در ایران باستان گفتنی است که زن و مرد زرتشتی به 5 صورت و تحت عناوین پادشاه زن- چاکر زن- ایوک زن- ستر زن- خودسر زن پیوند زناشویی می‌بستند که هر یک جداگانه به شرح زیر است:

 1-پادشاه زن: این نوع ازدواج به حالتی گفته می‌شد که دختری پس از رسیدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسری ازدواج می‌کرد و پادشاه زن از کاملترین حقوق و مزایای زناشویی برخوردار بود و کلا" همه دخترانی که برای نخستین بار و با رضایت پدر و مادر ازدواج می‌کردند، پیوند زناشویی آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت می‌شد..

 2-چاکر زن: این نوع ازدواج به حالتی اطلاق می‌شد که زنی بیوه به عقد و ازدواج با مرد دیگری در می‌آمد. این زن با زندگی در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزایای پادشاه زن را در سراسر زندگی مشترک دارا بود، ولی پس از مرگ آیین کفن و دفن و سایر مراسم مذهبی اش تا سی روزه توسط شوهر دوم یا بستگانش برگزار می‌شد. ولی هزینه های مراسم بعد از سی روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنیای دیگر این زن از آن نخستین شوهر خود خواهد بود و به همین علت پیوند دوم او تحت عنوان چاکر زن یاد می‌شد.

حال برای برخی ناآگاهان پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان می‌کنند که صحت ندارد.

 3-ایوک زن: این نوع ازدواج زمانی اتفاق می‌افتاد که مردی دختر یا دخترانی داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر یا کوچکترین دخترش تحت عنوان ایوک ثبت می‌شد و رسم بر این بود که اولین پسر تولد یافته از این ازدواج به فرزندی پدر دختر در می‌آمد و به جای نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش می‌آوردند و این نوع ازدواج باعث شده که برخی افراد غیر مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتیان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج می‌کرده است. اینک اشتباه افراد ناآگاه کاملا" مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا" مردود است.

 4-ستر زن: وقتی که فرد بالغی بدون ازدواج در می‌گذشت، پدر و مادر یا خویشان این فرد موظف بودند به خرج خود و به یاد فرد درگذشته دختری را به ازدواج پسری در می‌آورند. شرط این نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد می‌شدند که در آینده یکی از پسران خود را به فرزند خواندگی فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند.

5- خودسر زن: اگر دختری و پسری پس از رسیدن به سن بلوغ برخلاف میل والدین خود خواستار ازدواج با یکدیگر می‌شدند و مصر بر این امر نیز بودند، با وجود مخالفت والدین ازدواج آنها منع قانونی نداشت و زیر عنوان خودرای زن ثبت می‌گردید و در این بین دختر از ارث محروم می‌شد، مگر اینکه والدینش به خواست خود چیزی به او می‌دادند یا وصیت می‌نمودند که بدهند.

 این نوع ازدواج ها در ایران باستان انجام می‌شد امروزه ازدواج ها تحت این عناوین ثبت نمی‌شود.

گفتنی است که طلاق در آیین زرتشتی مطرود و منفور است و تحت شرایطی ویژه و در مواردی نادر و خاص طبق آیین نامه زرتشتیان مجوز داده می‌شود.

فرجام سخن :

امید است فرزندان این سرزمین که نیاکانشان از پایه گذاران دانش و فرهنگ و تمدن جهان بشمار می روند , امروز نیز آنان چنین باشند و با استحکام باورهای اجتماعی , دینی و ملی باردیگر نام بزرگ ایران زمین را در جهان پرآوازه و جاوید نمایند . همچنین به سنت نیک ازدواج که بخش لاینفک فرهنگ غنی ایرانی است پایبند باشند . تا اخلاقیات ایرانی بیش از پیش زنده و پابرجا بماند و جامعه و فرهنگ جهانی ایران از این هجمه ضد اخلاقی غربی که بر اساس سیاست های اسعتماری , سایه به روی این سرزمین افکنده است مصون بماند و دانش و پیشرفت و فرهنگ ایرانی را بیش از پیش گسترش دهند . به امید پیوندهای نیک برای دختران و پسران ایران زمین که همسرانشان دوست و عاشق آنان خواهند بود . ایدون باد ...

 

 

منبع: سایت ویکی پدیا

مقاله : روزبه پارساپور

۰

تحقیق درباره آسمان و زمین در قرآن

 گزارش تخصصی

تحقیق درباره آسمان و زمین در قرآن

آسمان و زمین در قرآن

نکته ای که موجب آن شد تا این آیات را متناقض تصور نمایید، ترجمه واژه "السماء" به "یک آسمان" بود، در صورتی که معنای حقیقی آن "آسمان" است و نه "یک آسمان" و حتی در ترجمه فارسی نیز، میان "آسمان" و "آسمان ها" تناقض و تفاوتی وجود ندارد؛ مانند آن که بگوییم "ابر را در آسمان دیدم" یا "ابرهایی را در آسمان ها مشاهده نمودم" که هر دو جمله، یک معنا و مفهوم را رسانده و نه "ابرها" با "ابر" متناقض است و نه "آسمان ها" با "آسمان".

  پاسخ تفصیلی:

در پاسخ به پرسش شما، ابتدا باید بدانیم که دو جمله، زمانی با هم متناقض ارزیابی می شوند که تمام شرایط تناقض را داشته باشند. به عنوان نمونه، اگر شخصی یک بار بیان دارد که "من نمازم را در مسجد می خوانم" و بار دیگر اظهار نماید که "من در نمازهای جماعت چندین مسجد حاضر می شوم"، نمی توانیم این دو عبارت او را، به دلیل این که در یکی، از کلمات مفرد استفاده نموده و در دیگری از کلمات جمع، با یکدیگر متناقض بدانیم.

به همین ترتیب و با دقت در کاربرد واژه ها در زبان عربی و در رأس آن، قرآن کریم، در می یابیم که کلمه "السماء" به معنای "آسمان" است که با "آسمان ها" تفاوت چندانی ندارد و معنای آن "یک آسمان" نیست، تا با "سماوات"، یعنی "آسمان ها" متناقض به نظر آید و هر کدام از ده ها آیه ای از قرآن که از این واژه استفاده نموده، همین معنا را در نظر گرفته است. به عنوان نمونه، اگر خدا در قرآن فرموده: "و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بینهما باطلا"،[1] معنایش آن است که: ما "آسمان" و زمین و هرچه میان آنها است را بیهوده نیافریدیم. البته، با ترجمه ای که در پرسشتان از واژه "السماء" ارائه نمودید، باید معنای آیه فوق این باشد که: ما "یک آسمان" و زمین و آنچه میان آنها است را، بیهوده نیافریدیم (و طبق این ترجمه، باید آفرینش سایر آسمان ها بیهوده باشد!!) و یا اگر اظهار شود که: "ما یخفی علی الله من شیء فی الارض و لا فی السماء"،[2] آن را چنین ترجمه خواهید نمود که آنچه در زمین و تنها "یک آسمان" است، از نگاه خدا مخفی نخواهد ماند، (ولی ممکن است، خداوند، اتفاقات دیگر آسمان ها را نداند!!). بدیهی است که هیچ فرد آشنا با زبان عربی، چنین ترجمه هایی را نخواهد پسندید.

براین اساس، مطمئن باشید که واژۀ "السماء"، در آیۀ 21 سورۀ حدید، به معنای "یک آسمان" نیست، تا با واژۀ "السماوات"، در آیه 133 سورۀ آل عمران متناقض باشد، بلکه معنای آن "آسمان" است که با "آسمان ها" تفاوتی نخواهد داشت و در مواردی که قرآن خواسته در ارتباط با خصوص برخی آسمان ها و نه مطلق آسمان، مطلبی را بیان نماید، از واژۀ "السماء" استفاده ننموده، بلکه کلماتی؛ مانند "السماء الدنیا"[3] یعنی "آسمان زیرین"، یا "کل سماء"[4] به معنای "هرکدام از آسمان ها" را بکار گرفته است.

بله، اگر در آیه ای بیان می شد که مثلا "جنة عرضها کعرض السماء الدنیا"یعنی بشتابید به سوی بهشتی که پهنای آن به اندازه آسمان زیرین است، امکان داشت که بوی تناقض با دیگر آیاتی که پهنای بهشت را به اندازه تمام آسمان ها دانسته، از آن به مشام برسد، اما چنین آیه ای وجود ندارد.

تحقیق و مقاله ای درباره نجوم - آسمان - ستاره

آموزش

مقدمه

نجوم مطالعه مواد و مقدمه ای است درباره فرآیند بوجود آمدن آنچه در آنسوی جو زمین است که این جهان ، آسمان و گوی آسمان را از اتمهای کوچک تا گیتی وسیع شامل می شود. منجمان اجرام آسمانی مانند سیارات ، ستاره ها ، ستاره های دنباله دار ، کهکشان ها ، سحابی ها و مواد بین کهکشان ها را مطالعه می کنند. برای اینکه چگونگی تشکیل شدن ، چگونگی بوجود آمدن و منسب هر کدام را مشخص می کنند و اینکه چگونه بر یکدیگر تأثیر می گذارند و چه اتفاقی ممکن است برای آنها بیفتد.

بخشی از جهان ما ، زمین و آنچه در آن اتفاق می افتد اختر شناسی را شامل می شود، در واقع زمین آزمایشگاه ماست و هر چه که درباره جهان می دانیم از آنچه از زمین می توانیم ببینیم و دریابیم و یا تصور کنیم سرچشمه گرفته است.

 

 

چگونه علم نجوم بوجود آمد؟

قبل از اختراع تلسکوپ ، در نزدیکی قرن هفدهم ، نجوم بر مبنای مشاهده با چشم غیر مسلح پایه گذاری شده بود. در ابتدا مردم از محل ستاره ها و سیارات در آسمان نقشه تهیه می کردند. امروزه نجوم از نظریات یونانیان باستان سرچشمه می گیرد. در سال 150 میلادی یک منجم و ریاضیدان یونانی به نام کلودیوس بطلمیوس یک رساله درباره علم نجوم نوشت. او در آن 48 گروه ستاره ای که صورت فلکی نامیده می شدند را فهرست کرد ، مانند جبار ، برساووش و ... که بیشتر از اسامی اساطیر گرفته شده اند.

همانطور که ما هنگام نگاه کردن به ابرها ، آنها را به اشکالی از اجسام آشنا تصور می کنیم، همانگونه بطلمیوس در گروهبندی ستارگان اشکال آشنا را مشاهده کرد. همچنین بطلمیوس متوجه شد که به نظر ستارگان در سرتاسر آسمان حرکت می کنند، او گفت که تمام اجرام آسمانی به دور زمین که مرکز جهان بی حرکت ایستاده حرکت می کنند. این نظریه علمی برای قرنها پذیرفته شده بود. تئوری بطلمیوس راجع به جهان طرح زمین مرکز نامیده شد، زیرا در آن زمین در مرکز عالم قراردارد.

چه موقع کشف شد که زمین بدور خورشید می چرخد؟

قبول این واقعیت مدتها طول کشید. در سال 1543 میلادی یک منجم لهستانی به نام نیکلاس کوپرنیک De Revolutionibus را منتشر کرد که مشخص می کرد سیارات به دور خورشید گردش می کنند، اما نظریه او با تعلیمات کلیسای کاتولیک مغایرت داشت و کلیسا قدرتمندترین سازمان اجتماعی و سیاسی آن زمان بود. عقیده هایی مانند طرح خورشید مرکزی که در جهان تفکر بدیع بودند سزاوار کیفر مرگ بودند.

بنابراین اگر هم تعدادی دیگر از منجمان طرح کپرنیک را می پذیرفتند از تصدیق کردن آن هراس داشتند. در سال 1632 گالیلئو گالیله ، یکی از برجسته ترین منجمان در طول تاریخ ، سرانجام یک کتاب در حمایت از نظریه کپرنیک منتشر کرد. کلیسای کاتولیک روم گالیله را برای محاکمه بخاطر بدعت گذارن احضار کرد و این منجم برای برگشتن از حرفش یا مرگ حق انتخاب داشت. گالیله دست از عقیده خود کشید اما کلیسا از پذیرفته شدن طرح خورشید در عرف نمی توانست جلوگیری کند (در سال 1992کلیسای کاتولیک روم رسما با گالیله و کپرنیک موافقت کرد).

یکی از مباحث حائز اهمیت در دانشهای اسلامی ، دانش نجوم اسلامی است چرا که اهم مسایل عبادی به این دانش وابسته است. نخستین علومی که ساکنان بلاد اسلامی به آنها توجه کردند، علوم عملی و بخصوص طب و کیمیا و نجوم بود، که احکام این علوم را بر دیگر علوم ترجیح می دادند.

علم نجوم در ایران

علم نجوم در ایران مانند دیگر نقاط جهان سابقه طولانی دارد. در واقع از آنجا که ابزار کار آن آسمانی پاک و دو چشم سالم خداداد است، از اولین علومی است که توسط انسان مورد توجه قرار گرفته است. ستاره شناسان ایرانی عمده ستاره شناسان اسلامی را تشکیل می دهند. پس از دوران خلافت مامون که دارالترجمه مشهور خود را برای ترجمه آثار علمی ملل مختلف بنیان نهاد، پیشرفت نجوم بمانند علوم دیگر سرعت زیادی گرفت.

اولین محاسبات دقیق قطر زمین در همین زمان و توسط برادران بنوشاکر انجام گرفت. یکی از دلایل توجه ویژه به نجوم در دوران اسلامی تعیین تقویم و اوقات شرعی است که مستلزم مشاهدات و محاسبات دقیق نجومی است. هندسه کروی که توسط ابوالوفای بوزجانی معرفی شد این محاسبات را بطور عمده تسهیل کرد.

ارتباط احکام شریعت اسلامی با مسائل نجومی

بر هر کس که حتی اندکی به مسائل دینی اسلامی توجه کرده باشد، این مطلب پوشیده نیست که میان بعضی از احکام عبادتی شریعت اسلامی با برخی از نمودهای آسمانی ارتباطی واضح و آشکار وجود دارد. اوقات نمازهای پنجگانه روزانه ، از یک شهر به شهر دیگر و از یک روز به روز دیگر ، تفاوت پیدا می کند. و محاسبه آن مستلزم شناختن عرض جغرافیایی مکان و حرکت خورشید در دایرة البروج و شفق و فلق است و از شرایط نماز گزاردن رو به قبله ایستادن است.

دانستن جهت قبله خود مبتنی بر حل مسئله ای از مسائل علم نجوم است و به مثلثات کروی مربوط می شود و اینکه نماز کسوف و خسوف واجب است، خود مستلزم آن است که پیش از وقت آمادگی برای شناختن زمان این دو حادثه آسمانی را داشته باشند، که جز از راه شناختن حرکات خورشید و ماه و استفاده از زیجهای صحیح میسر نمی شود.

روزه گرفتن و روزه گشودن در ماه رمضان مسلمانان را به محاسبات فلکی بر می انگیزد. ابتدا و انتهای روزه با رویت هلال است، نه از روی گاهشماری عرفی و ... . خلاصه آنکه ، ارتباط بعضی از احکام شریعت اسلامی با مسائل نجومی ، سبب زیاد شدن توجه مسامانان به شناسایی امور آسمانی و ستارگان شد و علمای دینی را بر آن داشت که سودمندی این علم را مورد ستایش قرار دهند.

 شگفتیهای آسمان از منظر قرآن

مناظر زیبا در عالم هستی فراوان است، اما هیچ منظره ای مانند آسمان ، جذاب و دلپذیر نیست. قرآن کریم که نقش بسیار موثری در تربیت غرایز و تمایلات فطری بشر دارد، در میان زیباییهای بسیاری که در عالم آفرینش موجود است، به موضوع "زیبایی آسمانها" تاکید فراوان دارد و در آیات خود از زیبایی کاخ پرشکوه آسمان سخن می گوید:

* (و زیناها للناظرین) ما آسمانها را برای بینندگان زینت دادیم.

* (و زینا السماء الدنیا بمصابیح) ما آسمان نزدیک را به وجود نورافکنهایی آراستیم.

* (و لقد زینا السماء الدنیا ممصابیح) ما آسمان نزدیک را بوسیله چراغهایی تزئین کردیم.

* (انا زینا السما الدنیا بزینه الکواکب) ما آسمان نزدیک را به زیور ستارگان آرایش دادیم.

منظور قرآن مجید از این تذکرات این است که توجه مردم را به شگفتیهای این کاخ با عظمت جلب کند و افکار آنان را برای درک اسرار فضا و ستارگانی که در این اقیانوس پهناور شناور می باشند بکار بیندازد.